h1

سه روز پیش

نوامبر 20, 2009

آدمی هستم به شدت خودخواه. همه چیز در واحدهای من تعریف می شود : دوست دارمش، دوست ندارم؛ به من مربوط می شود، نمی شود. این را هم از زندگی یاد گرفته ام: برایت ارزش قائل نیستند، برایشان ارزش قائل نباش. این خودخواهی هم حاصلش عذاب وجدان است، چون با احساس دیگران نمی تواند جمع شود. و همین است که باعث می شود من این سه روز برای خودم گریه کردم و نه مادر مادرم. برای زندگیم که با این آدمها اصلا manageable نیست. مادر بزرگم برای من همیشه مفهوم گنگی بود تحت عنوان سالی یک بار دیدن یک آدم مریض و من هرچقدر تمام این سالها سعی کردم احساسی به او پیدا کنم از حد دل سوزاندن فراتر نرفت. من یک مادر بزرگ داشته و دارم(مادر پدرم) که دقیقا آن چیزی ست که توی قصه ها می گویند و بنابراین به آن یکی هیچوقت حسی نداشتم. حتی الان که او فوت کرده.و این یعنی عذاب وجدان. بدترش این است که من به نزدیک به 90% آدمهایی که مجبور بودم این سه روز ببینم، حس تهوع دارم. حالا فکر کن شده بودم موشی که توی تله ی مراسم حال به هم زن آنها گیر کرده، و بعد تازه اینجا هم نیست، رفته دو سال پیشتر، بین خاطرات تلخی که ازشان این همه مدت فرار کرده، دارد له می شود. بعد خودخواه که باشی به هیچ چیزت نیست احساسات دیگرانی که نمی خواهی شان. تنها چیزی که این مدت بهش فکر کردم فرار بود. اینکه برنامه زندگی ام برپایه دور شدن از تمام اینهایی باشد که قرار است سالی یک نفرشان بمیرد و من بنشینم به دیدن زجر بقیه شان. این حس لاشخور شدن. اینکه بروم یک جایی خیلی دور، جایی که هیچکس را نشناسم و هیچکس نشناسدم. و به جای دیوانه بازی های مرسوم اینها، تنها و راحت بمیرم. بی ریشگی برای درختی که تبر سالهاست به ریشه هایش خورده و دارد کم کم می خشکد بهترین درمان است.

10 دیدگاه

  1. حتما دلیل منطقی پشت این همه بد اومدن و بی علاقگی به مادربزرگت داشتی و داری.


  2. من برای مردن مادربزرگم گریه نکردم و همین باعث میشد حس کنم آدم کثیفی هستم…البته الان این فکرو نمیکنم


  3. kari ro hamishe anjam bede ke darunet mige 🙂


  4. لاشخور بودن شده بخشي از وجودمون_من به شخصه دوس دارم اين حسو


  5. یه چیزی داریم به اسم «شانس تخماتیک» که میگه هیچ تضمینی نیست بری اونور دنیا و اونجا هیچ کس و هیچ چیزی کنه ی وجودت نشه که بخوای ازش فرار کنی.


  6. دوست داشتم نوشته هات رو!


  7. ممنون موزیک قشنگی بود


  8. یک مخاطب جدید:
    اسم بلاگت بهت میاد. خداکنه بعدش پروانه شی.


  9. filme «el labirento del fauno» ro didi?
    haminjuri ba didane axe blaya blog be nazaram reCd bayad bebnish
    ehsasate adamam ham chize ghabele baz khasti nistan


  10. من ولی بر می گردم همانجا بمیرم



پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: