h1

./.

نوامبر 21, 2010

از من ساعت نپرسید.
وقتی توی خیابان توی فکر خودم هستم، وقتی دارم آهنگ گوش می‏دهم، وقتی نگاهم فقط به قدم‏هایم است؛ از من ساعت نپرسید. من همیشه یک ساعت جلوتر را به شما می‌گویم. ساعتها و من آنقدرها صمیمی نیستیم. من فقط گاهی که دیرم می‌شود یواشکی به عقربه‌های کوچکم می‌گویم: می‌شود لطفا کمی آرامتر ورجه ورجه کنید؟ برای شما که این‌همه قرن دویده‌اید نباید کار سختی باشد. می‌شود کمی آرامتر راه بروید و برای من صبر کنید تا خودم را بهتان برسانم؟
-بین خودمان باشد- آنها این کار را به خاطر من می‌کنند. اما رابطه من و زمان آنجوری که خیلی‌ها فکر می‌کنند نیست. ما جاست فرند هستیم.
فقط لطف کنید دفعه بعدی که مرا توی خیابان، تاکسی یا دانشگاه دیدید از من درباره زمان نپرسید. من همیشه از خط زمان عقبم. یک ساعت جلوتر را به شما می‌گویم.

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: